Saturday, May 3, 2008

سمرقند و بخارای م. پگاه

پگاه و بخشندگی حافظ



چنان بخشيده حافظ جان، سمرقند و بخارا را
که نتوانسته تا اکنون، کسی پس گيرد آن‌ها را !
از آن پس برسر پاسخ به اين ولخرجی حافظ
ميان شاعران بنگر، فغان و جيغ و دعوا را
وجودِ او معمايی ست پر افسانه و افسون ١
ببين خود با چنين بخشش، معما در معما را !

بيا حافظ که پنهانی، من و تو دور ازاين غوغا
به خلوت با هم اندازيم اين دل‌های شيدا را
رها کن ترکِ شيرازی! بيا و دختر لر بين !
که بريک طره‌ی مويش، ببخشی هردو دنيا را !
فزون برچشم و بر ابرو، فزون بر قامت و گيسو !
نگر بر دلبر جادو، که تا ته خوانده دريا را ! ٢
شبی گربخت‌ات اندازد به آتشگاهِ آغوشش
زخوشبختی و خوش سوزی ، نخواهی صبح فردا را

شنيدم خواجه‌ی شيراز، ميان جمع میفرمود:
« " پگاه" است آنکه پس گيرد، سمرقند و بخارا را !»

* * *
بدين فرمايش نيکو که حافظ کرد می‌دانم ،
مگر ديگر به آسانی کسی ول می‌کند ما را !

....................
١= وجودِ ما معمايی است حافظ / که تحقيقش فسون است وفسانه
٢= من آب را ورق می‌زنم
و دريا را تا ته می‌خوانم. ( م . پگاه


منبع: ایران امروز

Thursday, May 1, 2008

جمهوری اسلامی از کجا آمد

برای اینکه بتوانیم در خاورمیانه دموکراسی­های پایدار بوجود آوریم باید دریک مورد بسیار حساس و دقیق بود. باید در رواج تفکر علمی کوشید. باید تا جائیکه امکان دارد بیاموزیم که از باورهای توجیه ­ناپذیر دینی دست کشیده و سراغ باورهای نسبی ولی توجیه ­پذیر علمی برویم. در این مورد در جاهای مختلف حرف زده ­ام و در اینجا به آن نخواهم پرداخت. در لیست منابع که در انتهای این متن آمده است مقالاتی که قبلاً در این مورد نوشته­ام وجود دارند که با مراجعه به آنها می­توانید ببینید که چرا فکر می­کنم که دین خطرناک است و اینکه چرا فکرمی­کنم که علم یک ایدئولوژی نیست. همنیقدر ساده در اینجا تذکر می­دهم که علم براساس مفاهیم بین­ الاذهانی استوار است که بر این اساس پایه مشرکی برای مباحثه بدست می­دهد. به این معنی که حتی اگر در یک مورد عدم توافق وجود داشت با ارجاع به این پایه مشترک می­توانید توجیهی بین ­الاذهانی برای این عدم توافق یافته و ارائه کنید. برعکس تفکرات دینی نه تنها بین ­الاذهانی نیستند که نمی­توانند بین ­الاذهانی یاشند. و ازآنجائی که تفکر اساساً ماهیت بین ­الاذهانی دارد، عبارت "تفکر دینی" به هیچ وجهی معنادار نیست. یعنی اگر "خپرتوگ" معنائی داشت، آنگاه عبارت "تفکر دینی" هم معنادار است.

جمهوری اسلامی از کجا آمد؟

براساس تفکر علمی هیچ پدیده ­ای ناگهانی رخ نمی­دهد. جمهوری اسلامی در بطن یک سلسله وقایع تاریخی بیرون آمده است که آنها را مختصراً از یک برهه در تاریخ ایران شرح می­دهم.

ادامه با فرمت Pfd

هیلاری! ما فقط دو تا گیلاسیم

هیلاری! ما فقط دو تا گیلاسیم

این شعر از اشعار شاعره میانسال نازلی احساس در برنامه هفته گذشته « از این ستون به آن ستون» رادیو زمانه پخش شد. تا دو سه روز دیگر شعر را می توانید از سایت رادیو زمانه بشنوید، اما فعلا فقط می توانید آن را بخوانید

hillary.bmp

ما را نزن! ما را نزن!
ما گیلاسیم
فقط دو تا گیلاس

گفتی که می خواهی ما را از زمین محو کنی
گفتی که ما را محو می کنی
ما را محو نکن، ما را نزن
ما گیلاسیم

هیلاری گفت، می خواهم ایران را از صحنه روزگار محو کنم
هیلاری!
ما را محو نکن، ما را نزن
ما گناه داریم
ما فقط دو تا گیلاسیم

هیلاری! وقتی وارد آشپزخانه شدی
در کمد زیر دستشویی
سحری است نوشته بر ظرفی
دستت را سه بار بر ظرف بکش
آیا معجزه ای رخ داد؟
آیا غولی حاضر شد؟
نه، معجزه ای رخ نخواهد داد
هیچ غولی از بطری وایتکس خارج نمی شود
حالا درش را دو دور به سمت راست بچرخان
محلول را به آب اضافه کن
همه چیز آماده است
آن را روی تاریخ بریز
حالا می توانی تاریخ را با وایتکس بشویی

تو می توانی با محلولی از وایتکس
پرچم سرخ ویتنامی ها را به پرچم سفید صلح تبدیل کنی
و می توانی اجساد را از « دین بین فو» محو کنی
تو می توانی مارتین لوتر کینگ سیاه را در وایتکس بیندازی
تا از جان وین هم سفید تر شود
تو می توانی افغانستان طالبان را چنان با وایتکس پاک کنی
که پاک تر از پاکستان شود
تو می توانی صدام را با وایتکس از تاریخ عراق محو کنی
اما، هنگام پاکسازی مواظب باشی جایی منفجر نشود

هیلاری!
کمد زیر دستشویی را باز کن
تو می توانی، تو توانستی
تو با همان محلول وایتکس لکه بیل را از دامن مونیکا پاک کردی
حتما با همان وایتکس می توانی ایران را هم از صحنه روزگار محو کنی
اصولا وایتکس برای همین است
و محو کردن ما کار دشواری نیست
ما چندین هزار کیلومتر جغرافیاییم
و چندین هزار سال تاریخ
فقط ده دقیقه ما را در وایتکس بخیسان
و دکمه قرمز را فشار بده
ما محو خواهیم شد

اما نه، دست نگه دار
ما را محو نکن
ما را نزن، ما را نزن
ما گیلاسیم

پیش از آغاز دکترین وایتکس
شبی پیش از آن
وقتی که به باغ رفتی، سری به مغولها بزن
با عرب ها ملاقات کن
و محمود افغان را ببین
مواظب باش!
آنها پیش از این به ما تجاوز کردند
لکه های آنها هنوز روی دامن تاریخ ماست
ما آن لکه ها را نتوانستیم محو کنیم
و مغولها و افغانها و عربها هم ما را محو نکردند
تجاوز سختی بود، اما محو نشدیم
آنها می دانستند که تاریخ با سفره فرق می کند
تاریخ سفره نیست که لکه اش را محو کنی
و سرزمین یک نقشه کاغذی نیست
که پاره اش کنی

هیلاری! ای محو کن بزرگ
ای کاش خاطرات خودت را می خواندی
تا شیوه درست استفاده از وایتکس را فراموش نکنی
هیلاری! هیلاری!
ما را محو نکن، ما را نزن
ما گیلاسیم، فقط دو تا گیلاس

پیش از آنکه تو تصمیم بگیری ما را محو کنی
ما سی سال آتش سوزاندیم
تا همان یک چهارشنبه هم محو نشود
و سی سال سبزه ها را گره زدیم
تا روی زردمان را کسی نبیند
و هشت سال زیر تانک ها له شدیم
له شدیم، اما محو نشدیم
و بیست و پنج سال لگد خوردیم
آنها هم می خواستند با لگد محومان کنند
عقب ماندگی همین است!
وایتکس وقتی ندارند، لگد می زنند
ما له شدیم و لگد خوردیم و آتش سوزاندیم
هیلاری!
لگد خورده ها را محو می کنی؟

هیلاری!
سری به گوگل مپ بزن
آیا هرگز فکر کرده ای تمام خانه هایی که گوگل مپ از بالا نشان می دهد
خانه های آدمهاست
آدم هایی که رویا دارند
آدم هایی که کابوس می بینند
آدم هایی که نفس می کشند
آدم هایی که عاشق می شوند
آدم هایی که می خندند
آدم هایی که سالهاست آرزوهایشان را
یک روز باد برده است
لطفا پیش از مصرف وایتکس به آدمهایی که زیر نقشه زندگی می کنند فکر کن

هیلاری!
لطفا ما را محو نکن
ما یک باغ گیلاسیم

بانوی خندان!
می دانم که هنوز به آرای نبراسکا و فلوریدا و پنسیلوانیا احتیاج داری
اما لطفا در مصرف وایتکس زیاده روی نکن
ممکن است آنقدر زیاده روی کنی
که مردم آمریکا از وایتکس و محو کردن و هر چیز سفیدی متنفر شوند
و اوبامای سیاه را به کاخ سفید بفرستند


ما را نزن! ما را نزن!
ما گیلاسیم

نازلی احساس- معصومه مستشار

منبع: دوم دام دت کام

نامه دانشجویان و زندانیان سیاسی زندان اوین در حمایت از فرزاد کمانگر

نامه دانشجویان و زندانیان سیاسی زندان اوین در حمایت از فرزاد کمانگر

من درد مشترکم مرا فریاد کن

من آموختن را برای اندیشیدن می ستایم و آموزگاری را ارج مینهم که رسالت آموزش را نه صرفاً در مشغولیت به آن که شغل معلمی را برای ترسیم و ستایش دنیایی عادلانه تر و آزادتر بخواهد .

از تو مینویسم که هر وقت درباره تو نوشتیم ، به خود آمدیم که تفاوت از کجا تا به کجاست ، و باران اشک بارها نوشتارمان را بی سرانجام گذاشت ، فرزاد عزیز ما را بیاموز که چگونه درباره ات بنویسیم .

فرزاد کمانگر ابر انسانی است یکسر تعهد و مقاومت و پایداری در مبارزه . باید بود و دید و شناخت تا کلمات را باور کرد . او به واقع حامل درد و رنجی است که با خود تاریخی دارد . تاریخی از مبارزه ملتی که سالها مقاومت را به رغم تمام هزینه هایش به جان و دل خریده اند .

کمانگر آموزگاریست که پلی ساخته میان آموزه هایش در دورافتاده ترین مدارس روستاهای کردستان با عالم واقع سیاست ورزی و آزاداندیشی و تحول خواهی .

فرزاد نه یک شخص بلکه نماد یک اندیشه است . اندیشه ای که حس زیستن و ماندن را با خود دارد . تفکری است که به قصد آموختن الفبای آزادگی و آزاداندیشی ، کمانگرها را در دامان خود پرورانده است . جرم فرزاد نیز جز آزادیخواهی و حق طلبی نیست که اینگونه بغض های بدخواهانش فوران نموده و همچنان چشم خود را بر حل اصولی مسئله بسته و در اقدامی سیاسی و غیرحقوقی او را محکوم به مرگ نموده اند .

حال که مجالی برای قدردانی از زحمات این عزیز مهیا نگشته و شاید در ذهن ، او را آنچان که شایسته ستودن است ستوده ایم ، به عنوان شاگردانی که روزی دست نوازش معلمی چون او ، ما را بر آن داشت تا چشم بر ظلم و جور نبندیم و بیاندیشیم و عمل کنیم ، بر خود لازم دانستیم که یکدل و همراه با سایر آزادیخواهان و آزاداندیشان ، متفکران ، معلمان ، استادان ، دانشجویان و بخصوص معلمان عزیز کامیاران اعتراض شدید خود را نسبت به ادامه بازداشت فرزاد کمانگر و حکم ناجوانمردانه صادر شده اعلام نموده و خواستار آزادی هر چه سریعتر این معلم آزاده باشیم .

آخرین برگ سفرنامه باران

این است : که زمین چرکین است.

دانشجویان و زندانیان سیاسی اندرزگاههای 7 و 8 زندان اوین

1- احمد قصابان

2- ابوالفضل جهاندار (پویا)

3- هدایت غزالی

4- صباح نصری

5- عباس خرسندی

6- حمیدرضا محمدی(ماهان)

7- احسان منصوری

8- مجید توکلی

www.Hra-IRAN.org

افشای دو سند از تهدید معلمان و حامیان فرزاد کمانگر در روز معلم


افشای دو سند از تهدید معلمان و حامیان فرزاد کمانگر در روز معلم

پیرو فراخوان 12 اردیبهشت روز همبستگی با معلم اعدامی فرزاد کمانگر ، و طبق اعلام تشکلات مختلف منجمله انجمن صنفی معلمان کردستان مبنی بر حضور در تجمعات اعتراضی ، روز گذشته ادارات آموزش و پرورش شهرستانهای مختلف در اقدامی هماهنگ اقدام به صدور بخشنامه و دستورالعملهایی به مدارس و حوزه های مدیریتی خود نمودند .

در این بخشنامه ها هر گونه تجمع غیرقانونی ، بیان موضوع فرزاد کمانگر موجب بازخواست و... بیان گردیده است . به پیوست دو بخشنامه ، یکی متعلق به آموزش و پرورش شهرستان کامیاران محل سابق خدمت فرزاد کمانگر میباشد که در آن برنامه های دولتی روز مذکور اعلام گردیده و محل اصلی تجمعات حوزه و مکانی متعلق به سپاه پاسداران ذکر گردیده است.

در بخشنامه دیگر که متعلق به اداره آموزش و پرورش شهرستان سقز میباشد و به طبقه بندی محرمانه مزین گردیده است بصورت کاملاً آشکار ضمن هشدار نسبت به هرگونه تجمعات ، به موضوع اعلام معلمان سقز مبنی بر تجمع در حمایت از فرزاد کمانگر پرداخته میشود و از مسئولین مدارس برای جلوگیری از این مهم درخواست اقدام میگردد ، همچنین مدیران مدارس را موظف به کنترل معلمان و گزارش فعالیت آنان مینماید .

یقیناً تحت فشار قراردادن اقشار مسالمت جو و سرکوب اعتراضات مدنی اعم از اعتراضات سیاسی و صنفی تنها منجر به رادیکالیزه شدن جنبش ها و تولید خشونت در جامعه میگردد . امید است حال که دستگاه امنیتی به اهمیت سرنوشت فرزاد کمانگر در جامعه و اقشار فرهنگی مطلع گردیده است راهکار اصولی بازنگری در حکم غیرانسانی وی و همینطور برآورده نمودن خواستهای صنفی به حق معلمان را برگزیند و از برخورد قهرآمیز با جامعه فرهنگیان به عنوان سمبل آموختن ، مهرورزی و روشن اندیشی در جامعه پرهیز نماید.

فعالان حقوق بشر در ایران

I have passed the borders of atheism, too.

I have passed the borders of atheism, too.
Beyond the borders full of the waves of worshiping
I have found people who
they are more comfort without God.
They have nouns
as the same that we choose for our toys,
But neither they kill,
nor they deliver.
They have been born just one time,
neither any God has created,
nor any God kills
our species has created them
and they are stronger than us.
They think like us,
they walk, and act.
It seems that they are the "Peace" itself,
neither they fight,
nor they worship.
My friends
my religious sisters and brothers;
I have passed the borders of worshipping.
I love you
not for the sake of God,
but for the sake of human;
for the sake of yourself,
If you feel yet that a God has created us,
then forget about me.

Narin Mohamady